تفکر: اولین قدم در حرکت به سوی حق تعالى
امام خمینی در کتاب چهل حدیث:
بدان که اوّل شرط مجاهدۀ با نفس و حرکت به جانب حق تعالى «تفکّر» است. و بعضى از علماى اخلاق آن را در بدایات در مرتبۀ پنجم قرار دادهاند. و آن نیز در مقام خود صحیح است.
و تفکر در این مقام عبارت است از آنکه انسان
لااقل در هر شب و روزى مقدارى -و لو کم هم باشد- فکر کند در اینکه آیا مولاى
او که او را در این دنیا آورده و تمام اسباب آسایش و راحتى را از براى او
فراهم کرده، و بدن سالم و قواى صحیحه، که هر یک داراى منافعى است که عقل هر
کس را حیران مىکند، به او عنایت کرده، و این همه بسط بساط نعمت و رحمت
کرده، و از طرفى هم این همه انبیا فرستاده، و کتابها نازل کرده و
راهنماییها نموده و دعوتها کرده، آیا وظیفۀ ما با این مولاى مالک الملوک
چیست؟ آیا تمام این بساط فقط براى همین حیات حیوانى و اداره کردن شهوت است
که با تمام حیوانات شریک هستیم، یا مقصود دیگرى در کار است؟ آیا انبیاء
کرام و اولیاء معظم و حکماى بزرگ و علماى هر ملت که مردم را دعوت به قانون
عقل و شرع مىکردند و آنها را از شهوات حیوانى و از این دنیاى فانى پرهیز
مىدادند با آنها دشمنى داشتند و دارند، یا راه صلاح ما بیچارههاى فرو
رفته در شهوات را مثل ما نمىدانستند؟
اگر
انسان عاقل لحظهاى فکر کند مىفهمد که مقصود از این بساط چیز دیگر است، و
منظور از این خلقت عالم بالا و بزرگترى است، و این حیات حیوانى مقصود
بالذات نیست. و انسان عاقل باید در فکر خودش باشد، و به حال بیچارگى خودش
رحم کند و با خود خطاب کند: اى نفس شقى که سالهاى دراز در پى شهوات عمر خود
را صرف کردى و چیزى جز حسرت نصیبت نشد، خوب است قدرى به حال خود رحم کنى،
از مالک الملوک حیا کنى، و قدرى در راه مقصود اصلى قدم زنى، که آن موجب
حیات همیشگى و سعادت دائمى است، و سعادت همیشگى را مفروش به شهوات چند روزۀ
فانى، که آن هم به دست نمىآید حتى با زحمتهاى طاقت فرسا. قدرى فکر کن در
حال اهل دنیا از سابقین تا این زمان که مىبینى.
ملاحظه کن زحمتهاى آنها و رنجهاى آنها در مقابل
راحتى آنها چقدر زیادتر و بالاتر است، در صورتى که براى هر کس هم راحتى و
خوشى پیدا نمىشود. آن انسانى که در صورت انسان و از جنود شیطان است و از
طرف او مبعوث است و تو را دعوت به شهوات مىکند و مىگوید زندگانى مادى را
باید تأمین کرد، قدرى در حال خود او تأمل کن، و قدرى او را استنطاق کن ببین
آیا خودش از وضعیت راضى است؟ یا آنکه خودش مبتلا است مىخواهد بیچارۀ
دیگرى را هم مبتلا کند؟ و در هر حال از خداى خود با عجز و زارى تمنا کن که
تو را آشنا کند به وظایف خودت که باید منظور شود ما بین تو و او. و امید
است این تفکر که به قصد مجاهدۀ با شیطان و نفس امّاره است، راه دیگرى براى
تو بنمایاند و موفق شود به منزل دیگر از مجاهده.
شرح چهل حدیث، خمینی، روح الله