توحید عملی و حدیث دلدادگی

هر که تو را شناخت، هر چه غیر تو بود بینداخت

دوشنبه, ۱۷ فروردين ۱۳۹۴، ۰۷:۵۴ ب.ظ

بخش‏ هایی از مناجات خواجه عبدالله انصاری


الهی گل بهشت در چشم عارفان خار است و جوینده تو را با بهشت چه کار است؟

الهی اگر بهشت چشم و چراغ است بی دیدار تو درد و داغ است.

الهی بهشت بی دیدار تو زندان است و زندانی به زندان برون نه کار کریمان است.

الهی اگر به دوزخ فرستی دعوی دار نیستم و اگر به بهشت فرمایی بی جمال تو خریدار نیستم. مطلوب ما بر آر که جز وصال تو طلبکار نیستم.


الهی! جمال تو راست، باقی زشتند، و زاهدان مزدوران بهشتند!


در دوزخ اگر وصل تو در چنگ آید از حال بهشتیان مرا ننگ آید.


ور بی‌ تو به صحرای بهشتم خوانند صحرای بهشت بر دلم تنگ آید.


الهی! با تو آشنا شدم، از خلایق جدا شدم و در جهان شیدا شدم، نهان بودم؛ پیدا شدم.


الهی! چون آتش فراق داشتی، دوزخ پرآتش از چه افراشتی.


الهی! هر که تو را شناخت، هر چه غیر تو بود بینداخت.


هر کس که ترا شناخت جان را چه کند                          فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی                            دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند


منبع

توحید عملی و حدیث دلدادگی

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۱/۱۷
عبدالله

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی