بندگی آزادگان
عبادت آزادگان در روایات مصومین علیهم السلام
امام علی علیه السلام:
إِنَّ
قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْک عِبَادَةُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ
قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْک عِبَادَةُ الْعَبِیدِ وَ إِنَّ
قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُکراً فَتِلْک عِبَادَةُ الْأَحْرَار؛
امام علی علیه السلام می فرماید: گروهی خدا را به انگیزهی ثواب و پاداش می پرستند، این عبادت تاجران و بازرگانان است و گروهی خدا را از روی ترس می پرستند، این عبادت غلامان و برده صفتان است و گروهی خدا را از روی سپاسگزاری می پرستند، این عبادت آزادگان است.
(نهج البلاغة، ص 510، حکمت 237)
امام علی علیه السلام:
اِلهى ما عَبَدْتُکَ خَوْفاً مِنْ عِقابِکَ وَ لا طَمَعاً فى جَنَّتِکَ وَ لکِنْ وَجَدْتُکَ اَهْلا لِلْعِبادَةِ فَعَبَدْتُکَ
خدایا، تو را به جهت ترس از عذابت و طمع در بهشت، عبادت نکردم، بلکه تو را شایسته عبادت یافتم و آنگاه به عبادت تو بر خاستم.
بحارالأنوار، ج 41 ، ص 14
امام سجاد(ع) در خاتمه مناجات مریدین:
یا نعیمى و جنتى و یا دنیاى و آخرتى یا ارحم الراحمین؛
«اى خدایى که نعیم و بهشت من تویى و دنیا و آخرت من تنها تو هستى، اى رحم کننده ترین رحم کنندگان».
مفاتیج الجنان
در روایتى امام صادق علیه السلام عبادت کنندگان را به سه دسته تقسیم مىکنند:
«قَوْمٌ عَبَدُوا اللّهَ عَزَّ وَجَلَّ خَوْفاً فَتِلْکَ عِبادَةُ الْعَبیدِ»
دسته اول: خداوند را از ترس عذاب جهنم عبادت مىکنند، این عبادت بردگان است.
(کسانى که خدا را از ترس عذاب جهنم عبادت مىکنند، به مانند بردگانى هستند که از ترس تازیانه و شلاق صاحبشان، از او اطاعت مىکنند).
«وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللّهَ تَبارَکَ وَ تَعالى طَلَباً لِلثَّوابِ فَتِلْکَ عِبادَةُ الاُْجَراءِ»
دسته دوم: خداوند را به امید ثواب و پاداش عبادت مىکنند، این عبادت اجیران (و تجارت پیشه گان) است.
(این دسته به مانند کسانى هستند که در مقابل مزد و پاداش کار مىکنند، به مانند بازرگانى که براى رسیدن به سود و مزد به معامله و داد و ستد مىپردازد، براى رسیدن به پاداش اخروى و حورالعین عبادت مىکنند؛ در واقع با خدا داد و ستد مىکنند.)
«وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللّهَ حُبّاً لَهُ فِتِلْکَ عِبادَةُ الاَْحْرارِ، وَ هِىَ اَفْضَلُ الْعِبادَةِ»
دسته سوم: کسانى که از روى عشق و محبت به خداوند او را عبادت مىکنند، این عبادت آزادگان و برترین عبادتهاست.
بحارالأنوار، ج 70، ص 236
در روایت دیگرى، امام صادق علیه السلام بعد از بیان دو دسته اول از عبادت پیشه گان مىفرماید: «...و لکِنّى اَعْبُدُهُ حُبّاً لَهُ...» ولى من خداوند را از روى محبت به او عبادت مىکنم.
بحارالأنوار، ج 70، ص 198
«قال علی بن الحسین علیه السلام: انی اکره ان اعبدالله لاغرض لی ولثوابه. فاکون کالعبد الطمع المطیع ان طمع عمل و الا لم یعمل و اکره ان اعبده الا لخوف عقابه فاکون کالعبد السو ان لم یخف لم یعمل. قیل فلم تعبده قال لما هو اهله بایادیه علیّ و انعامه.» امام سجاد علیه السلام میفرمایند: دوست ندارم که هدف من در پرستش خداوند, تنها پاداش او باشد که در آنصورت من مانند برده طمعکار و فرمانبرداری خواهم بود که اگر طمع در نهادش باشد عمل میکند و گرنه از کار باز میایستد. همچنین میل ندارم که خداوند را تنها از جهت ترس عقابش بپرستم و مانند بنده بدکاری باشم که اگر نترسد عمل نکند. عرض شد پس بر چه اساس خدا را میپرستی فرمود: از این جهت که او با نیکیهائی که به من کرده و نعمتهائی که عنایت فرموده شایسته پرستش است.
بحار الانوار، ج67، ص210قال رسول اللَّه صلى الله علیه وآله وسلم : «افضل الناس من عشق العبادة فعانقها و احبها بقلبه و باشرها بجسده و تفرّغ لها فهو لا یبالى على ما اصبح من الدنیا على عسر ام على یسر».
پیامبر خدا (ص) فرمود: برترین مردم کسى است که به عبادت و بندگى حق عشق ورزد، و آن را در آغوش جان گیرد، و با قلبش دوست بدارد، و با جسمش آن را بپذیرد و خود را وقف آن کند، پس او به آنچه از دنیا برخورد مىکند اعتنائى ننماید چه بر سختى و چه بر آسانى. (کافى / 2 / 83) و بحار الانوار ج67 ص254
توحید عملی و حدیث دلدادگی