توحید عملی و حدیث دلدادگی

۴ مطلب با موضوع «تبلیغ توحید» ثبت شده است




... در اینجا مسئله دیگری است که در باب عبادت حتما باید آن را ذکر کنیم و آن این است که ممکن است کسی بگوید که اتفاقا در ادیان و لااقل در اسلام- که اکنون مورد بحث ماست- علی رغم اینکه دین و مذهب است و باید حس نیایش و پرستش تقویت شده و پرورش یافته باشد، هیچ عنایتی به این حس نیست. آن عبادتی که در ادیان آمده است، به حس نیایش کاری ندارد؛ یا به طمع کار دارد که باید با آن مبارزه کرد و یا به ترس کار دارد که با آن هم باید مبارزه کرد. عبادت در ادیان جز معامله چیزی نیست، زیرا ادیان افراد را وادار می کنند به عبادت برای بهشت یا برای فرار از جهنم. حال اگر کسی بیاید نماز بخواند برای بهشت، بهشت یعنی چه؟ بهشت یعنی جایی که در آنجا انواع لذتها هست: حور است، قصور است، جَنّاتٌ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الاَْنْهارُ است، میوه های بهشتی و غذاهای لذیذ بهشتی است، شرابهای بی مستی و بی دردسر بهشتی است و انواع لذتهایی که بشر نمی تواند تصور کند. یک کسی از لذت دنیا چشم می پوشد برای لذت آخرت. او نه تنها خداپرست نیست و حس نیایش خود را تقویت نمی کند، بلکه یک آدمی است که از دنیاپرست ها مادی تر است، زیرا یک نفر دنیاپرست به همین لذات محدود مادی قانع شده ولی او یک آدم حسابگری است؛ می بیند اگر بخواهد سی چهل سال عمر این دنیا را به این لذتها بگذراند، قابل نیست، بالاخره تمام می شود، می گوید این سی چهل سال را هر طور هست دندان روی جگر می گذاریم برای اینکه برویم در آنجا ابدالآباد به همین لذتهایی که اینجا رها کرده ایم برسیم. پس محرک او در این کار، طمع است و غیر از این چیزی نیست. آن کسی هم که برای فرار از دوزخ [معصیت ] نمی کند همین طور است. عبادت می کند یا ترک لذت مادی می کند برای اینکه عقوبت نشود. باز امری است که از حدود منفعت جویی بیرون نیست. بنابراین در ادیان [به حس نیایش انسان توجه نشده است. ] و این را مخصوصا مسیحیها نسبت به اسلام خیلی ایراد می گیرند که در قرآن به نعمتهای مادی، زیاد توجه شده.

شاید آنها در تعبیرات خود می گویند که قرآن توجهش فقط به نعمتهای مادی آن دنیاست و بنابراین به حس نیایش- که روان شناسی آن را به عنوان یک حس عالی می شناسد- توجه نکرده، برعکس به طمع انسان توجه کرده است. این ایراد البته ایراد واردی نیست، ایراد ناواردی است. اولاً همه می دانیم که از نظر اسلام، عبادت درجات و مراتبی دارد؛ یک درجه اش عبادت به خاطر طمع به بهشت است و یک درجه آن عبادت برای ترس از جهنم است و بالاتر از این، درجات دیگر عبادت است که هدف آن عبادتها نه بهشت است و نه جهنم.

در خود قرآن به این مطلب توجه شده و در کلمات پیغمبر اکرم و ائمه اطهار اینقدر در این زمینه هست که الی ماشاءاللّه. از همه معروفتر جمله ای است که در نهج البلاغه و در کلمات حضرت رسول و حضرت صادق هست و به هر حال جمله ای است که مال امروز نیست. از تألیف نهج البلاغه به وسیله سیّد رضی هزار سال می گذرد، تا چه رسد به زمان حضرت امیر. امیرالمؤمنین می فرماید: اِنَّ قَوْما عَبَدُوا اللّهَ طَمَعا فَتِلْکَ عِبادَةُ التُّجّارِ، وَ اِنَّ قَوْما عَبَدُوا اللّهَ خَوْفا فَتِلْکَ عِبادَةُ الْعَبیدِ، وَ اِنَّ قَوْما عَبَدُوا اللّهَ شُکْرا (حُبّا) فَتِلْکَ عِبادَةُ الاَْحْرارِ
یعنی گروهی از مردم خدا را عبادت می کنند برای طمع در بهشت. این عبادت، از نوع تجارت است، تجارت پیشگی و معامله گری است؛ در اینجا کار می کند برای اینکه در آنجا سودی ببرد. و گروهی عبادت می کنند از ترس جهنم. اینها کارشان شبیه کار بردگان است که از ترس شلاّق ارباب کار می کنند. و قوم دیگر عبادت می کنند نه به خاطر بهشت و نه به خاطر ترس از جهنم، بلکه سپاسگزارانه؛ یعنی خدای خودش را می شناسد، خدا را که شناخت، آنچه دارد همه را از خدا می بیند، و چون همه چیز را از خدا می بیند، حس سپاسگزاری او را وادار به عبادت می کند؛ یعنی اگر نه بهشتی باشد و نه جهنمی، همان شناختنش خدا را و حس سپاسگزاری اش او را وادار به عبادت می کند، و این عبادت احرار و آزادگان است. آن اوّلی بنده طمع خودش است. دومی بنده ترس خودش است. سومی است که از قید طمع و ترس آزاد است و فقط بنده خداست.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۴ ، ۲۰:۱۹
عبدالله

آیت الله جوادی آملی:


آ‌نچه جامعه را به هم مرتبط می‌کند همین محبّت به یکدیگر وِ داد و دوستی به یکدیگر است، اگر محبوب یکی بود محب‌ها هم یکی خواهند بود، اگر جامعه به یک محبوب دل بست خودشان هم محبّ یکدیگر خواهند بود، جامعه‌ای که محبّ یکدیگر باشند، هم محبّ الله خواهند بود هم می‌توانند در دنیا و آخرت از حسنات الهی برخوردار باشند.

کار ذات اقدس الهی اصلاح سیّئات است نه طرد افراد سیّء مگر اینکه آنها به هیچ وجه اصلاح‌پذیر نباشند، دستور دین این است که در حوزه جامعه بدی و دشمنی را دفع کنید نه بد را، شما دوستان یکدیگرید، مسلمانید، مؤمنید، پیرو قرآ‌ن و عترتید، شما با هم اختلاف ندارید، لذا لازم است هرگونه تشطّتی، تعدّد آرایی و کثرتی پیدا شد آن کثرت، تشطّت و اختلاف را دفع کنید. اگر با کسی اختلاف دارید او را از پا در نیاورید اختلاف را در پا در بیاورید و شخص بد را در جامعه اصلاح کنید.

چنین جامعه‌ای به برکت قرآن و عترت جامعه نورانی خواهد بود هم از «خوفاً من النار» و هم از «شوقاً الی الجنّة» می‌رهد و هم به «حبّاً لله» و «شکراً لله» خواهد رسید.


منبع
توحید عملی و حدیث دلدادگی

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۴ ، ۱۳:۰۰
عبدالله
 آیت الله احمد گرکانی:

وقتی مسئله عبادت و اجتماع را مطرح کردیم  طبعا این سئوال در اجتماع دین مداران پیش می‌آید که باید برای ما در عبادت انگیزه و حس نیایش و پرستش باشد و عشق به عبادت که عالی‌ترین انگیزه است در اجتماع ایجاد نشده و به آن توجه نشده و به وجود آوردن آن در عبادت نه تبلیغ آنچنانی شده و نه تاکید و هیچ عنایتی به حس نیایش نشده.

حس نیایش یعنی عاشقانه و عارفانه عبادت کردن همانگونه که در علم روان شناسی به عنوان عالی‌ترین حس در عبادت شناخته شده است. در باب ارزش معنوی عبادت و عشق به عبادت این روایت از پیامبراعظم اسلام (ص) نقل شده است که فرموده: بهترین مردم آنهائی هستند که به پرستش و نیایش (خدا) عشق بورزند «افضل الناس من عشق العبادة وعانقها و باشرها بجسده و تفرغ لها» در روایتی دیگر از آن حضرت می‌خوانیم که فرموده خوشا به حال کسی که به عبادت عشق بورزد. قال رسول الله (ص):طوبی لمن عشق العبادة عبادت برای عبادت کنندگان مانند معشوقی باشد که از صمیم قلب عبادت را دوست داشته باشد و با بدنش به آن بچسبد و جذب شود (باشرها بجسده) عبادت به ذکر قلبی به تنهایی نیست. عبادت علاوه بر توجه قلب عمل هم مانند رکوع، سجده و قنوت کردن هم لازم است و قنوت: عشق عملی است خودش را فارغ کند برای عبادت از همه چیز خالی کند جز عبادت. وقتی به عبادت می‌ایستد دیگر هیچ خیالی و هیچ خاطره و فکری در قلبش نباشد فقط او باشد و خدا. قلبش خالی شود برای خدای تبارک و تعالی. انگیزه درعبادت یعنی روح عبادت که منقطع شدن از مادیات است، بریده شدن از غیر خدا باشد این همان حالت عرفانی است که عرفا، تعبیر به حضور می‌کنند.

منبع


توحید عملی و حدیث دلدادگی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۴ ، ۱۲:۱۴
عبدالله

سوال:  اگر عبادت برای تحصیل بهشت یا از ترس جهنم باشد، عبادت تاجران و بردگان است؛ آیا قرآن خود تجار و برده پرور نیست؟


پاسخ:

هدف اصلى قرآن دعوت مردم به دیدار حق تعالى و بازگشت به مبدأ هستى است که از آن به «عبادت احرار» یاد مى‏شود. اولین سوره‏اى که بر قلب نازنین پیامبر اکرم(ص) نازل شد، سوره مبارکه «علق» است. در آیه 14 این سوره مى‏فرماید: (أ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى‏)؛ «آیا نمى‏داند که خداوند مى‏بیند»؛ یعنى، آیا در محضر محبوب عالم حیا نمى‏ کند؟! اما بسیارى از مردم در حدى هستند که یا از ترس جهنم یا به شوق بهشت عبادت مى‏ کنند و اگر بهشت و جهنمى در کار نبود، تن به عبادت نمى‏دادند. بنابراین بهشت و جهنم دو نعمت برزگ الهى است که انسان را - که به شوق آن و ترس آن بندگى خدا را مى‏ کند - کم کم به سمت خود محبوب دو سرا مى‏ کشاند. و قرآن نیز با توجه به اینکه مخاطبانش انسان‏ها هستند، بر هر سه جنبه بندگى آزادگان، بردگان و تاجران تأکید کرده است.


آرى عبادت کردن از روى ترس یا شوق، بسیار بهتر از بندگى شیطان و نفس است که انسان را به کلى از کمال مطلوبش باز مى‏دارد. این مختصر به بعضى از آیات و روایات اشاره مى‏کنیم: (لعلهم بلقاء ربهم یوءمنون)؛« شاید به دیار پروردگارشان ایمان آورند».انعام (6)، آیه، 154.؛ (لعلکم بلقاء ربکم توقنون)؛ «شاید شما به دیدار پروردگارتان یقین پیدا کنید».رعد (13)، آیه 2. (من کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحاً)؛ کسى که به دیدار پروردگارش امید دارد، کردار شایسته انجام دهد».کهف (18)، آیه 110. آیات مذکور از لقاى ذات اقدس حق و دیدار یار سخن مى‏گوید که از آن به «جنة اللقاء» تعبیر مى‏شود. (هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن)؛ «او (خداى سبحان) هم اول است و هم آخر، هم ظاهر است و هم باطن».حدید (57)، آیه 3. آیا خدایى که این چنین است و هم مبدأ همه چیز و هم منتها و غایت همه چیزها است، شایسته بندگى نیست؟! آرى غایت و منتهاى ما انسان‏ها بهشت نیست؛ بلکه دیدار او است. پس خداوند آخر و غایتى فراى غایات دیگر معرفى شده است. (ارجعى الى ربک راضیة مرضیة)؛ «به سوى خدایت باز گرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو راضى و خشنود است».جر (89)، آیه 28. به تعبیر زیباى «الى ربک» توجه فرمایید معناى آن آرامش گرفتن در جوار قرب حق است، امرى که به مراتب بالاتر از بهشت و نعمت‏هاى آن است. (وعد الله المؤمنین و المؤمنات جنات تجرى من تحتها الانهار خالدین فیها و مساکن طیبة فى جنات عدن و رضوان من الله اکبر ذلک هو الفوز العظیم).توبه (9)، آیه 72. به این آیه با دقت توجه کنید؛ اولاً به زن و مرد مؤمن وعده بهشت برین مى‏دهد و آن گاه مى‏فرماید: «و رضوان الهى برتر و والاتر است» و آن را رستگارى عظیم مى‏داند؛ یعنى، مردم را پله پله بالا مى‏ برد ابتدا از آنچه براى آنها درکش آسان‏تر و براى طبعشان خوشایندتر است شروع مى‏کند. آن‏گاه دست آنان را مى‏ گیرد و به بالا؛ یعنى، رضوان الهى مى‏برد و یادآور مى‏شود که رستگارى بزرگ، همان رضوان الهى است. (و فى الاخرة عذاب شدید و مغفرة من الله و رضوان)؛حدید (57)، آیه 20. آیه مذکور به هر سه مورد دوزخ، بهشت (مغفرة من الله) و جنت رضوان (همان هدف والاى احرار)، اشاره دارد؛ یعنى، برخى جویاى بهشت و گروهى گریزان از دوزخ هستند. در این میان تنها آزادگان درصدد رضا و خشنودى حق‏اند و جز خدا را نمى‏طلبند. به ما فرموده‏اند: سعى کنید سطح خود را بالا بیاورید و همچون آزادگان بندگى کنید.


چه زیبا فرموده است امام على(ع): (ما عبدتک خوفاً من نارک و لاطمعاً فى جنتک بل وجدتک اهلاً للعبادة فعبدتک)؛ «خداوندا! من تو را نه به جهت ترس از دوزخ و نه به طمع بهشت برین که من تو را سزاوار عبادت دیده و به پرستش تو مى پردازم». و چه زیبا است تعبیر امام سجاد(ع) در خاتمه مناجات مریدین: (یا نعیمى و جنتى و یا دنیاى و آخرتى یا ارحم الراحمین)؛ «اى خدایى که نعیم و بهشت من تویى و دنیا و آخرت من تنها تو هستى، اى رحم کننده ‏ترین رحم کنندگان». توجه به این نکته ضرورى است که افراد در مراتب ایمان و شخصیت گوناگون هستند. امام صادق(ع) مى‏ فرماید: «الایمان حالات و درجات و طبقات و منازل»؛ «ایمان در افراد حالات گوناگون و درجات و نیز مراحل و مراتب مختلفى دارد»اصول کافى ج 2، ص 38. بنابراین نمى‏توان از همگان انتظار عالى ‏ترین هدف را داشت. براى کودک ابتدایى نمى‏توان توضیح داد که اگر تحصیل علم را ادامه دهد، در آینده از شخصیت‏ها و رجال برجسته خواهد شد و چه بسا قدرت علمى او ماه و اختر را تسخیر کند؛ بلکه کودک را با تشویق و احیاناً با تهدید باید وادار به درس و مدرسه کرد. مخاطبان قرآن نوعاً طبقه متوسط مردم‏ اند؛، اگرچه در قرآن حکیم در بطون، ظرایف، لطایف و اشاراتش به افراد ویژه و نخبگان توجه دارد. اما اکثریت همانند دانش‏آموزان کلاس اول ابتدایى ‏اند که باید دستشان را گرفت و پا به پا برد تا شیوه درست عبادت را بیاموزند و اگر آموختند، مى‏یابند که تنها خداوند شایسته پرستش است: (ایاک نعبد). در عالم وجود، بهشت و دوزخ به عنوان جزا و پاداش صالحان و شایستگان و مجازات و کیفر تبه‏کاران مقرر گشته است. بهشت جایگاه ابدى همه مومنان و صالحان و حتى اولیاى الهى است؛ اما نه به عنوان هدف نهایى، بلکه به عنوان مرحله‏اى از هدف برتر. از آنجا که قرآن کتاب انسان سازى و تربیت انسان به کمال مطلوب است و مسأله تشویق و تهدید نقش عمده‏اى در تربیت و انگیزش افراد دارد، بنابراین بهشت و دوزخ را چونان دو عامل مهم تشویق و تنبیه مطرح کرده است. امام على(ع) مى‏فرماید: «انبیاء آمدند تا بشر را از قیامت و مواقف آن و آنچه براى اهل طاعت و معصیت فراهم شده از بهشت و دوزخ و کرامت و خفت آگاه گردانند».نهج البلاغه، خطبه 183. زهراى اطهر(س) نیز مى‏فرماید: «ثم جعل الثواب على طاعته و وضع العقاب على معصیته زیادة لعباده عن نقمته و حیاشته لهم الى جنته»؛ «خداى سبحان ثواب و عقاب را مقرر ساخت براى سوق دادن خلایق به بهشت برین و بر حذر داشتن آنها از نقمت و بلایش (دوزخ)».اعیان الشیعه، ج 1، ص 316؛ این جمله از حضرت على(ع) نیز نقل شده است. ر.ک: بحارالانوار، ج 6، ص 114 به نقل از نهج البلاغة. پس هدف اصلى «خداوند سبحان» است؛ اما مردم داراى مراتب و حالات مختلفى ‏اند و بسیارى از آنها را باید با ترس و شوق به بارگاه الهى کشاند. آن گاه که آمدند، مى‏ بینند که به چه مقامى مشرف شده ‏اند.


منبع


با توجه به مطالب گفته شده به این سوال پاسخ دهید: برای تبلیغ توحید در جامعه، باید از چه مرحله ای شروع کرد؟ آیا نسخه ی توحید عملی و عاشقانه عبادت کردن برای کسانی که در مراتب پایین ایمان هستند مناسب است؟ روش قرآن چیست؟


توحید عملی و حدیث دلدادگی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۴ ، ۱۲:۰۶
عبدالله