امام خمینی:
منزل دیگر که بعد از تفکر از براى انسان مجاهد پیش مىآید، منزل «عزم» است. (و این غیر از «اراده» است که شیخ الرئیس در اشارات آن را اوّل درجات عارفین دانسته.) بعضى از مشایخ ما، أطال اللّه عمره، مىفرمودند که «عزم» جوهرۀ انسانیت و میزان امتیاز انسان است، و تفاوت درجات انسان به تفاوت درجات عزم او است.
و عزمى که مناسب با این مقام است عبارت است از بنا گذارى و تصمیم بر ترک معاصى، و فعل واجبات، و جبران آنچه از او فوت شده در ایام حیات، و بالاخره عزم بر اینکه ظاهر و صورت خود را انسان عقلى و شرعى نماید که شرع و عقل به حسب ظاهر حکم کنند که این شخص انسان است. و انسان شرعى عبارت از آن است که موافق مطلوبات شرع رفتار کند، و ظاهرش ظاهر رسول اکرم، صلّى اللّه علیه و آله، باشد، و تأسى به آن بزرگوار بکند در جمیع حرکات و سکنات و در تمام افعال و تروک. و این امرى است بس ممکن، زیرا که ظاهر را مثل آن سرور کردن امرى است مقدور هر یک از بندگان خدا.
و بدان که هیچ راهى در معارف الهیه پیموده
نمىشود مگر آنکه ابتدا کند انسان از ظاهر شریعت. و تا انسان متأدّب به
آداب شریعت حقه نشود، هیچیک از اخلاق حسنه از براى او به حقیقت پیدا نشود، و
ممکن نیست که نور معرفت الهى در قلب او جلوه کند و علم باطن و اسرار شریعت
از براى او منکشف شود. و پس از انکشاف حقیقت و بروز انوار معارف در قلب
نیز متأدب به آداب ظاهره خواهد بود. و از این جهت دعوى بعضى باطل است که به
ترک ظاهر. علم باطن پیدا شود. یا پس از پیدایش آن به آداب ظاهره احتیاج
نباشد. و این از جهل گوینده است به مقامات عبادت و مدارج انسانیت. و شاید
موفق شدم به بیان بعضى از آن در این ورقهها، إن شاء اللّه تعالى.
اى عزیز، بکوش تا صاحب «عزم» و داراى اراده شوى، که خداى نخواسته اگر بى عزم از این دنیا هجرت کنى، انسان صورى بی مغزى هستى که در آن عالم به صورت انسان محشور نشوى، زیرا که آن عالم محل کشف باطن و ظهور سریره است. و جرئت بر معاصى کمکم انسان را بىعزم مىکند، و این جوهر شریف را از انسان مىرباید. استاد معظّم ما، دام ظلّه، مىفرمودند بیشتر از هر چه گوش کردن به تغنّیات (آهنگ و آواز) سلب اراده و عزم از انسان مىکند.
پس اى برادر، از معاصى احتراز کن، و عزم هجرت
به سوى حق تعالى نما، و ظاهر را ظاهر انسان کن، و خود را در سلک ارباب
شرایع داخل کن، و از خداوند تبارک و تعالى در خلوات بخواه که تو را در این
مقصد همراهى فرماید، و رسول اکرم، صلّى اللّه علیه و آله، و اهل بیت او را
شفیع قرار ده که خداوند به تو توفیق عنایت فرماید و از تو دستگیرى نماید در
لغزشهایى که در پیش دارى، زیرا که انسان در
ایام حیات لغزشگاههاى عمیقى دارد که ممکن است در آن واحد به پرتگاه هلاکت
چنان افتد که دیگر نتواند از براى خود چاره بکند، بلکه در صدد چاره جویى هم
بر نیاید، بلکه شاید شفاعت شافعین هم شامل حال او نشود. نعوذ باللّه منها.
شرح چهل حدیث، خمینی، روح الله